از وقتی گفته اونم حالش بده حس میکنم از آغوش شیطون پایین نمیام وقتی پرسیدم کجا میخابی گفت تو تراس خیلی دلم خاست بگم نه لعنتی نه اونجا نه

بیا کنار من رو تخت امن تره...

در تراس بازه شیطون فریاد میزنه گوشامو چسبیدم ولی میشنوم لامصب پاشو بیا تو خونه پاشو بیا پیش من پاشو بیدار بمون تا بخابم پاشو پسر

من میخام زنده بمونم شاید همه چی درست شه دوباره...