الان که این متنو مینویسم پنجره آشپزخونه بازه با رکابی و شرت لی و صورت آرایش کرده پهن شدم کف نشیمن و دارم با انگشتایی که لاکشون با رژ لبم ست شده این متنو تایپ میکنم!

همه اینا در حالیه که هنوز تا اومدن عشقم به خونه ۳ ساعت مونده!!!

قبلا یعنی بعد از ورود اون مرده تو خونمون تا چند روزی میترسیدم آرایش کنم و لباس های این مدلی بپوشم جوری ک فکر میکردم برای همیشه مردم!

 فردای اون روزی که پست گذاشتم ک شیرینی هوس کردم آقا با یه شاخه گل و ۴ تا پای سیب اومده خونه...

خریدای ضروری ک بهش داده بودمو نصفه انجام داد دلیل خواستم گفت چون شیرینی هوس کرده بودی...

چقدر متوجه منه چقدر خوبه و چقدر غیر قابل وصفه خوبی هاش...چقدر در مقام وصفش نفسم میگیره و بند میاد از بی اندازه بودنش...

خدا حفظش کنه.


خلاصه  دارم خیلی سخت میخونم برای سر دفتری...

اگه قبول بشم یعنی محمد روزی فقط ۷ ساعت پیشم نیست این یعنی بهشت موعود برای من.

هرچند دیروز بحثمون شد و خاستم کتابا رو از پنجره پرت کنم پایین ک البته مگ میشه یه سر بحث محمد باشه و به خنده ختم نشه همه دردا و غصه ها

هی داد زدم برو و هی ایستاد

هی جدی بودمو هی ادا در آورد

دست آخر از اینک نمیگرفت چقدر بهم ریخته ام خندم گرفت مثل یه پسر بچه ۵ ساله

نمیدونم کسی میتونه بفهمه چ مزه ای داره وقتی به یه پسر ۵ ساله تکیه میکنی چقدر احساس بچگی میکنی و چطور در یک لحظه کل لحظاتی رو که باهاشی انگار سوار سرسره و تاب و الاکلنگی.

بزرگ نشو مرد 

یه پناه ۵ ساله میخوام برای دردای ۲۵ ساله م

پناهی ک غصه خوردنو از یادم ببره....

کی میتونه ۲۵ سال دردو به خنده بگیره جز کسی ک تو رو کنارش داره؟

چقدر محتاج بودنش هستم کل زمانایی رو ک خونه نیست...

چقدر محتاج قلم کشیدن رو جای بخیه لای موهاشم وقتی رو پاش نشستم و بهم میگ بیرون نزن بابایی دوستام مسخرم میکنن میگن باز دخترت زده بیرون...

چقدر محتاج نفسهاشم وقتی کنارم آروم خابیده برای قبل از خابیدنم...

شاید تا دیشب خودم هم نمیدونستم که بعد از قصه شب درست وقتی خابش میبره کتابو میبندمو رو صدای نفسهاش تمرکز میکنگ تا خابم ببره او با قصه کتاب میخابه و من با لالایی نفس هاش.

چقدر خوبه ک زنده ست

چقدر خوبه ک شوهرمه

چقدر لامصب چقدررررررررر بزرگی

چطور هضم کنم نبودنت رو برای یه آن حتی!

من فدای دندونای مستطیلیت من فدای مژه هات وقتی به پایین نگاه میکنی من بفدای بودنت زنده بمون سالم باش بخند و پدر ۱۰ تا محمد دیگه شو پدر ۱۰ تا دختر کپی برابر خودت.