دیروز برای اولین بار سید منو زد.

هنوز تو عقدیم...

حلقمو پرت کردم تو خرابه.

به زور ادامه میدم...

فک نکنم بیشتر از ۶ ماه طول بکشه.

از بازوهاش بدم اومده...از نفساش...صداش...

شاید حسم برگرده مثل قبل...شاید م یه زندگی ادامه پیدا کنه شبیه ۷۰ میلیون آدم دیگ...

بعید میدونم دومی رو...

آدم زندگی کردن مث بقیه نبودم هیچ وقت...

چقدر خراب شد همه چی...

دیگ دلم براش تنگ نمیشه میدونم.

کاش قبول میکرد ی مدت طولانی از هم بیخبر باشیم...

به شکل عجیبی دوستش ندارم‌... ب شکلی ک هیچوقت تجربه نکرده بودم...