سلام

تا یکی دو ساعت دیگه آقامون به اتفاق خانواده تشریف میارن منزلمون جهت امر خیر...

تقریبا یک ساعتی تاخیر دارن دلم شور افتاده...

یاسین خوندم اومدم اینجا حواسم پرت بشه مثلا...

چون خاستگاریم افتاد صبح مامان دیشب گفت روشون ک نمیشه خونمون صبحونه بخورن... براشون کیک میگیرم با کیک و شربت پذیرایی میکنیم...

ی نیم ساعتی ک گذشت من با چایی وارد میشممم...

ترسیدم چادر از سرم بیفته با سوزن ب سرم چسبوندمش مثلا :-)

اینم پشت صحنه پذیرایی

دریافت

دریافت

دریافت