دیروزا که تو خودم بودم مامان بهم گفت به من میگی چی حالتو بد کرده؟

گفتم:

حس میکنم حالا که دارم بهش میرسم نمیخامش ...........................

بهم گفت: طبیعیه!

طبیعیه؟!


+

چرا محمد فکر میکنه این روزا روزای قشنگی هستن؟

سخت از این روزهای به او رسیدن فراری ام.... کاش می شد ک چشمامو ببندم و باز کنم برگردم به روزی ک مامان محمد خاست زنگ بزنه به مادرم و به محمد میگفتم: دست نگه دار زوده.