امروز گلو درد فجیعی داشتم...

یاد دندون دردش افتادم...

دیشب لیلا بم گفته بود آب نمک معجزه می کنه تنبلیم اومد قرقره کنم تا صبح ک بیدار شدم دیدم وعضم بدتره.

النهایه همینجور ک آب نمک قرقره میکردم با خودم ب سید محمد فکر میکردم و به خودم میگفتم بعد از اینک رفتیم سرخونه زندگیمون وقتی دارم میز صبحانه رو میچینم حتما حتما یادم باشه یه لیوان آب نمک هم درست کنم و قبل ا رفتن سر کار مجبورش کنم جلو خودم قرقره کنه...

بشدت آنتی میکربه و باعث میشه جلوی خیلی از بیماریها گرفته بشه...

خلاصه بعدش مسواک و بعد تازه شااااید اجاه داشته باشه بره حوزه...

میگم شای چون اگ سیب داشته باشیم تو خونه حتما حتما باید یه نصفه سیب هم بخه.

ب دو دلیل میگم نصفه سیب.

اول اینک ما اونقدر پل نداریم ک روی یه سیب بخویم  سیب باعث میشه پوست جون بمونه و انتی میکروبه.برا امین نصف من نصف محمد.

حالا چرا همشو نمیدم ب محمد!؟

چون خودش دوست  نداره من بیشتر از او زنده بمونم بلکم آرزو داشته باشه تو بغل هم بمیریم.

واسه این میگم نصف از سیب.

هیچی دیگ عسلم ک گرونه بیخیال آبلیمو عسل صبح ب صبح میشیم.

همینجاشم از کل ثروتمندا جلوییم...

ثروتمندا اونقدر درگیری دارن ک یادشون میره این کارا رو بکنن.

ولی من بعنوان همسر آسد محمد حتما باس این کارا رو یادم بمونه.

حتما.

#

الان خوبم.