امروز صبح دکتر غفور ب فاطمه گفت بهم بگ کارتی ک قرار بود براش ارسال کنم چی شد؟

ز زدم بهش...

خیلی مرد خوبیه.من ک ازش بدم نمیاد.آدم گرمیه ب طور کل من ازش بد ندیدم...ولی سید محمد بعید بدونم از این ارتباط احساس رضایت کنه.

قرار شد هر دو پایان ناممون رو با دکتر کچله برداریم...در واقع خوده دکتره گفت با من بردار.منم گفتم میشه آقای غفورم با شما برداره؟

گفت عیب نداره.

قراره دکتر غفور یه مقاله رو کلید بزنه اسم منم توش بویسه ک امتیاز بگیریم برا مصاحبه دکترامون.

منم تو مقاله ای ک خودم مینویسم اسم دکتر رو میزنم.

اینجوری بدون اینک چیزی از دست بدیم دو تا مقاله بناممون ثبت میشه بجای یه دونه.

قرار شد تا اسفند کارش تموم بشه.

عنوان مقاله رو ب دلایل امنیتی نمیتونم بگم ولی اینا منابعی هست ک فعلا تهیه کردم...

تموم کنم میرم کتابای تازه میگیرم...دکتر بابایی هم قراره برام یه سری منابع لاتین بفرسته...

همین مقاله رو برای جشنواره فارابی هم ارسال میکنم و نمره سمینارمم ازش میگیرم ایشالله.

اگ پا بده و موضوع جذاب بشه شاید پایان نامه رو هم همین موضوع برداشتم.

راستی دکتر غفور رو از بلاک تلگرام آزاد کردم طفلک میگفت بابا من شخصیتم طوری نیست ک منو بلاک کنی کارت دارم ب فاطمه بگم بت بگه...مگ من مزاحمت ایجاد کردم؟

گفتم سید محمد اینطور خاسته من معذورم.

گفت از روز اول اینطور بش میدون بدی دهنت سرویسه ها(با خنده گفت)

در جریان نیست آقا سید خودش ی تنه میدون داره نیاز ب میدون نداره :)

خیلی اصرار کرد شمارشو آزاد کنم ک تماس بگیره در صورت ضرورت گفتم باید اجازه بگیرم...

گفت اااااه دهن ما رو سرویس کرد مَمد!

خندم گرفت ک اینطور عاجزانه راج ب سید محمد حرف میزد ولی نخندیدم :)

تا اسفند قرار شد مقاله هامون تموم شه و بعد دوباره بلاک.

البته فقط تلگرامشو از بلاک آزاد کردم.

این یه ماهه خیلی گرفتاره مقاله نویسی ها هستم باید تا قبل عید سه تا مقاله آماده کنم ایشالله ک از عهدش در میام.

ایشالله.

#

امروز ک رفتم مقاله ها رو پیرینت کن برا فیش برداری...مدام یاد محمد بودم...یه ایده جالبی زد ب سرم ک نیمه دوم اسفند میگمش :)

با اینک مریضم ولی درد ندارم قرصامو خیلی منظم و ب وقت میخورم...

خدایا ب حکم شکر نعمت نعمتت افزون کند:

الحمدلله برای حضور نجیب و پاک سید محمد گوشه گوشه ی قلبم.