این تیکه باید اصلاح میشد:

دیگ اینکه چله رو شروع کردم.

دوباره اینترنت و تلگرام اکیدا ممنوع فقط روزانه میام اینجا پست میذارم.

پستای اینجا کمکم میکنه تحملم بیشتر بشه.

من دیشب رفتارایی از خودم دیدم ک خودم حس کردم هنوز خودمو نشناختم.

نمیدونم اگ پسری با خصوصیات اخلاقی خودم عاشقم میشد من بهش ج مثبت میدادم یا نه؟

میگن سینوسی هستم...

خوب و بدش رو نمیدونم فقط میدونم چ خوب شد ک با این اخلاقم زن سید محمد نشدم.

تغییر دادنه رفتارهایی ک ۲۳ سال با من بوده کار بسیار دشواریه...

من بعد سید تغییرات خوب و بد زیادی داشتم ک همه اطرافیانم بهش اذعان دارن.

میخام دو تا چیزه بزرگ رو تو این چله یاد بگیرم.

با خاهر برادرم و دوستام شرو میکنم.

مهارت اول اینه ک وقتی از چیزی ناراحت میشم بجای فریاد زدن لبخند بزنم.و هرچی طرفم منو تحریک ب بحث کرد من فقط سکوت کنم و بعد از گذشت یه خاب شبانه فرداش راج ب اون مشکل صحبت کنم.

مهارت دوم

وقتی کسی از دستم ناراحته سعی کنم بخندونمش و بحث رو به خنده بکشونم...زندگی اونقدرام جدی نیست ک من فکر میکنم.ما دنیا نیومدیم ک همه چیز رو طبق ضوابط قراردادی بنا کنیم.

اومدیم ک خوشحال باشیم و برگردیم "راضیه مرضیه"

هیچی تو دنیا ارزش غمگین کردن عزیزانم رو نداره ب خصوص ک اون عزیز کسی باشه ک چیزایی رو بهم داد ک تا قبل او برام مفهومی نداشت.

داد زدنای من تا حدود زیادی هم بی ارتباط با رشته تحصیلیم نیست حقوق واقعا یه رشته ی مردونه ست...ک البته رضا هم تقصیر کاره،مشوق اصلی رفتارهای پسرونم شخص این آقا بوده...

ب من یاد دادن حسامو گردن بزنم و مرد باشم...و وقتی آدمی تظاهر کنه ب چیزی ک نیست...شاید نتیجش بشه یه آدم سینوسی...

مرد تنهای شب همیشه بهم میگفت تو آدم احساساتی هستی ولی وانمود میکنی نیستی...

انگار منو خوب شناخته بود....

خدایا کمکم کن ک این دو تا مهارت رو خوب یاد بگیرم.

ازم مریم بهتری بساز برای محمدت.

خدایا منو توانمند ترین آدم رو زمین بساز برای خندوندن محمد و ناتوان ترین بشر در کل دنیا برای غمگین کردنش.

آمین.