دلم میخاد انگشتمو بگیرم تو دستم بگم اوخ اوخ آقا سید محمد دستم سوخته(الکیاااا)

بعد انگشتمو ببوسه،نازمو بکشه،قربون صدقم بره...

بگه چی شده خانم گلم؟

بعد مثلا او هم بدونه نسوخته هاااا فقط نازمو بکشه...

دلم میخاد نازمو بکشه...

خدایا دلم میخاد نازمو بکشه...

خدایی ک انقدر همه چی تمومی...ی کاری کن امشب خابشو ببینم...

یه کار کن تو خاب نازم کنه...

دلم داره پر میزنه برای بازی با صداش...

برای تن صداش...

برای نگاهش از کنج عینک...

برای لبخندش...

خدااااااا خدا بیارش تو خابم.

یکم با هم حرف بزنیم...

نمیخام ک دستش بزنم نمیخام ک بوسش کنم...

بذار ی کوچولو با من حرف بزنه.