صبح زود بیدار شدم قسمت مقدمه مقاله رو هم تازه تموم کردم با چکیده شد ۳ صفحه باید ۱۵ صفحه بشه...

خدا بخاد تا شب به ۱۰ صفحه می رسه...

الان به یه مشکل اساسی خوردم کسی هس ک حوصلش بکشه چکیده و مقدممو بخونه و بعد بگه خاک بر سرت با این قلمت یا مثلا احسنت بر ان شیری ک تو را خورد؟

واقعا نیاز دارم برا ادامه کار یکی بخونه چیزایی رو ک می نویسم...

دکتر و فرشته ک میگن سر در نمیاریم...الان یه سوال اساسی مطرح میشه...انقدر کس و شعر نوشتم ک کسی سر در نمیاره یا چون در حیطه علمیه اونا نیس سر در نمیارن؟

واقعیت من سعی کردم از اصطلاحات تخصصی استفاده نکنم ک واسه عموم قابل فهم باشه...نمی دونم والا :(

شنبه می برمش پیش استاد حسنی همون استاد کچله برام بخونه غلط گیری کنه اگه لازم باشه و بعد ان شا الله ارایه به جشنواره.

منتها نمیخام یه چیز بنجل بدم دست این یارو کچله...

موضوع مقاله هست بررسی آسیب شناسانه عرفان های کاذب اما حس می کنم مقدمش بیشتر اقتصادی شد تا حوزوی!

سال ۹۰ ک حسابداری می خوندم یه درسی داشتیم بنام مالیه عمومی...این دری وری هایی ک نوشتم تو مقدمه بر میگرده به کتابایی ک تو دوره ی حسابداریم تو مخم کردن...

:/

علی ایحال هلی من ناصر ینصرنی؟حالا هرکی...