اینم دو تا عکس از دو تا زاویه....وسط کار مقاله بلند شدم برم سرویس :| برگشتم از زاویه بالا (خو همش دراز کشیده بودم) دیدم اوه چ خبر شده اتاق کاره فرمانده...بعد همینجور ک تو چهارچوب در ایستاده بودم یه چی خیلی بنظرم جالب اومد :)

اینی ک من تو یه محیط کاره زمینی تقریبا 9 متره تو 7-8 ساعت کاملا نا خودآگاه سه تا جای ثابت ساختم برا نشستنم ک اون جاها تو تصویر مشخصه!

یعنی از پای لب تاپ به لای کتابا و از لای کتابا رو پتو...ییلاق قشلاقی میکنم واسه خودم موقع درس خوندن :))

جالبش اینجاس من دو وقت بشدت به نظافت اتاقم اهمیت میم اولی موقعیه ک میخام بخابم...

از اون جایی که اتاق بنده همیشه بلحاظ نظافت با طویله برابری میکنه اگ تصمیم داشته باشم رو زمین بخابم حتما به اندازه یه قبر دقیقا به اندازه یه قبر سایز خودم جارو میزنم ک شبا مورچه ها نیان غذاشونو از زیر من بردارن...یه همچین آدمی هستم :)

یکی هم موقع درس خوندن به اندازه دوازده متر باید نظافت مطلق بشه البته لازم به ذکره کارم ک تموم میشه تو هر دو مورد کاملا اتاق به گاه* کشیده میشه :|

خانواده ک این کارا رو میبینن میگن مث سگ میمونی(بلا نسبتی هم در کار نیست مطلقا)فقط جای خابیدن و نشستنش رو تمیز میکنه :|


* در فرهنگ اینجانب گاه یک مرتبه کثیف تر و خراب تر از گوه را گویند :|


+

اگ عمری باشه شام غریبانو میرم هیئت البت اگ این کتابای لامصبی بذارن...

نه ک شام غریبان هم ختم میشه به زیارت عاشورا و امیر رو سجاده پای تختم کما فی السابق :|