در وهله اول یه سرباز خوب سربازیه که فرمان خدا رو تحت هر شرایطی به فرمانی ک فرماندش صادر میکنه ارجح بدونه.


یادش نره ک قران کجای زندگیشه...

و یادش نره ک دوست داشت قران خط مشی زندگیش باشه...

یادش نره ک قران چیز کمی نیست....تو سختیای زندگی انقد شرف داشته باشه ک متمسک قران بشه نه فرماندش نه فرمانده ی فرماندش نه هیچ بنی بشری.


یه سربازه خوب به چیزای کم قانع نمیشه...یه سربازه خوب از هر چیزی بهترینش رو میخاد از علم و درس و بحث گرفته تا نماز اول وقت و...

بهترینش رومیخاد تا بهترین سرباز باشه...

واقعیت اینه ک فرمانده ویژگی خاصی نداره ک فرمانده شده...لفظ فرمانده فقط یه لفظ خالی و بی ارزشه واسه صدا زدن واسه بازی با کلمات...یه فرمانده هر چی داره از سربازش داره...

یه سربازه ضعیف بند میشه به پای فرماندش...یه سربازه قوی بال میشه برا پرواز فرماندش.

این اون سربازه ک مشخص میکنه جنگو ببرن یا ببازن...فرمانده فقط ب اسم فرمانده ست در واقع سربازیه ک میخاد پشت یه سربازه قوی سنگر بگیره.

همین.

یه سرباز خوب سربازیه ک دشمن از هر زاویه ای بکوبه اونقد بهترین بوده تو هر عرصه ای ک از پسش بر بیاد...

تو هر عرصه ای...

دست رو هرچی ک گذاشتن بگه تمام تلاشم رو کردم.

تمام تلاش یه ادم چیز کمی نیست... پس تا وقتی ک تو هرچیزی بهترینشو نداشته باشه نمیتونه بگه یه سربازه قوی ام!

بهترینه هر چیزی ک برای جنگ سال های دیگ لازمه...

جنگی ک سر فتح 7000 تا بچه ست.

+

یه سرباز ضعیفی ک فقط اسمش فرمانده ست دنبال یه سربازی میگرده ک بهش تکیه کنه نه اینکه تکیه گاه بشه واسه یه سرباز ضعیف...

دلیلی ک باعث شده اسم سرباز اولو بذاریم فرمانده و سرباز دومو سرباز ضعیف صدا کنیم این نیست ک اولی قوی تره...

به هیچ وجه!!!

واقعیت اینه ک سربازه دوم اونقده خوبه ک سربازه اولو برا دل خوشیش فرمانده صدا میکنه...

جلو جلو راه میره تا سربازفرمانده ای ک پشت سرشه بتونه جلو بره...

خودشون خوب میدونن ک سرباز دوم لایق تره به فرماندهی.

بزرگ منشی ویژگیه اختصاصیه سرباز دومه.


وسلام علیکم و رحمه الله و برکات