دیروز ساعت 3 و نیم برا نماز شب بیدار شدم...رکعت هشتم تو سجده خابم برد!بعدشم یه وعضی خابای دری وری دیدم ک گفتن نداره...ساعت 6 دوباره بیدار شدم دیدم اع افتاب زده...بازم ته دلم یه کور سوی امیدی بود که احتمالا یکی دو دقیقه مونده باشه...زنگ زدم اطلاعات....زنه مرگ گرفته گف تموم شده...با بغض رفتم خابیدم...
دیروز فکر کردم برا گناهائیه ک تو روز مرتکب شدم یعنی چ میدونم هرچی...(گفتن نداره).
امروزم برا نماز شب خیییییییییلی با خاک بر سری بیدار شدم...یعنی خییییییییییلی...اصن بیارم ک شدم در نهایت تعجب داشتم به این فکر میکردم این همه روز خوندی یه امروزو نخون(!)و به این فکر میکردم که کدوم جوونی این دوره زمونه نماز شب میخونه؟تو همینی ک بیدار شدی خودش عبادته(!)و به این فکر میکردم که تا همینجاشم خدا دلش بخاد(!)
کلا سرم کله صبحی پر شده بود از کس و شعر...
یه درصد گفتم لامصب برو وضو بگیر بعد اینک اب خورد بصورتت اگه همینطوری بودی هر گوهی خاستی بخور!
واااالللللللللللا
:|
خلاصه داشتم وضو میگرفتم و ب وضعیت نکبته نماز خوندن این دو روزم فکر میکردم!
چرا انقد خابم میومد؟
چرا دیگ سر نماز شب حال نمیکنم تازه با خدا بحثم میکنم چونه ام میزنم؟چرا؟
مگه گناهای دو شب پیش رو قبلا هم مرتکب نشدم پس چرا اینبار داره حال نمازمو میگیره؟
به یه نتیجه ای رسیدم...به خودم گفتم این وضع کثافتکاری موقع نماز خوندن بابت اون گناها نیس بابت عجبه!
اوهوم عُجب.
من خیلی دارم بخودم مغرور میشم سر این یازده رکعتی ک صبح به صبح کمرم میزنم انگار واسه دستگاه خدا بودجه تامین میکنم با این خم و راست شدن دوزاریم ک توقع دارم پاشنه کفشام جلو بنده هاش ده سانتی بلند تر باشه و همه رو از گوشه چشم نگاه کنم...
اینا رو همه موقع وضو بهش فکر کردم...
از فکر کردن به اینکه دچار عجب شدم خیییییییییییلی حالم بد شد یه چی شبیه ضعف...دستمو گرفتم به دستشور سرویس خیلی دلم شکست گفتم خدایا کجا بودی وقتی چپ میرفتم چرا نیومدی بزنی پس گردنم بگی هوووووووی کره خر هر غلطی ک میکنی واسه خودت میکنی نبینم خودتو واسه منو مخلوقاتم بگیری؟هوم؟کجا بودی؟
تا حد زیادی خاب از سرم پرید...
نماز شبمو خوندم ولی بازم نه به کیفیت روزای قبل...هنوز خابم میومد...باز خدا رو شکر کامل خوندم...باز خدا رو شکر برا نماز صبح خاب نموندم...
چ میدونم شاید اگه خوندم بخاطر اینی بود ک تا حد زیادی متوجه شدم دیگ گوه نخورم!
همینشم دمت گرم خداجون نوکرتم نوکره تو بنده هاتم با هم دربست بمولا...
من جز همین دو رکعت نماز شب چیزی ندارم ک سرش بنازم والا بقران...بیا و خدائی کن همین دو رکعتم از من نگیر....
آمین.