چای دم کن بامحبت میهمانت میشوم
من همان قند دوپهلوی لبانت میشوم

در دل تنگم عجب جاکرده ای جانان من
گر بخواهی در دل تنگ تو جانت میشوم

یک اشاره ازتو بنیاد دلم را میکند
گر تو خواهی بهتر ازجان جهانت میشوم

ناز کم کن من که گفتم میخرم ناز تورا
انقدر میخواهمت آهو، شبانت میشوم

شب شدی تو ماهتابم،روز خورشید منی
مهربانی دیدم ازتو،مهربانت میشوم

چشمه عشقی که میجوشی درون سینه ام
حکم دریایی و من آب روانت میشوم

گفته بودی دوست داری یک نفر مهمان کنی
چای دم کن بامحبت میهمانت میشوم