مصیبت از جایی شروع میشه ک حتی کیفم بوی قیر گرفته و البته حواسم نبود سی ص فرانسه رو گذاشتم همونجا و الان باس سی ص فرانسه بعدی رو با کدوم حواس جمع بخونم؟
قبلا قبل کارگاه آهنگ گوش میدادم آهنگای خصوصی...
آروم میشدم.
الان با وجود چله خبری از آهنگای غیر خصوصی هم نیس چ برسه ب خصوصی!
+
دیشب تا حالا دوباره بشدت درس خوندنو شروع کردم.ن اینک خیلی حوصله داشته باشم!
ن!
فقط واس اینی ک سید محمد دلش اینطوری میخاد.
+
صبح ساعت 6 و سی خابیدم (وقتی ک مطمئن شدم دیگ رفته حوزه)
خاب دیدم یادم رفته واس کارگاه صدامو ضبط کنم ب قدری ترسیدم ک قلبم داش کنده میشد!
+
قبلا حداقل قبل کلاس ی مرطوب کننده ای چیزی حداقل :|
بعده سید حوصله شستن صورتمم نداشتم...
+
همه صبحا نیاز ب آرایش دارن تو صبحا هم خیلی خشگلی حتی بدون آرایش :)
+
تو فیلمای هندی نشون میده زنا واس سلامتی همسراشون ی روز تو سال روزه میگیرن بعد ب ماه و بعدم چهره شوهرشون نگا میکنن و بعد افطار...
ماه من ک ازم دوره موقع افطار باس ب چی نگا کنم اونوقت؟
چقد دل تنگم...