دعوای آقازاده و منو کیا یادشونه؟!

تا اونجائی رو نوشتم که زد زیر گوشم...

بعد اون دیگه روی نگاه کردن به همم نداشتیم...من چون بزرگه بودم و خورده بودم او چون کوچیکه بود و زده بود...

خلاصه اتفاق خاصی نیفتاد تا امروز ظهر که اقازاده رفته بستنی حصیری خریده گذاشته تو یخچال!

نگو طعمه ست واسه به دام انداختن من...

من فکر کردم طبق معمول اخوی یا فرشته یا رضا واسم گرفتن...

برش داشتم شروع کردم خوردن که اومد تو اشپزخونه گفت باهام دوست شدی؟

گفتم نه.

گفت پس چرا داری بستنیمو می خوری!!!؟؟؟

گفتم نمیدونستم مال توا میرم برات میخرم میذارم سر جاش...

گفت نه دیگ شیرینی آشتی کنون مون!

گفتم نمیخام میرم میخرم...

خودشو زد به اون راه گفت نه نمیخواد تو شیرینی بدی همین که من دادم بسه...

اخم کردم براش که یعنی چقد تو پرروئی؟!

برگشته میگه الهی من قربون اخمات برم چه زود داری واسم ناز میکنی دوباره؟!

اینو که گفت منو فرشته نتونستیم جلو خندمون رو بگیریم!

گفتم ناز نیس جدی قهرم...

خلاصه بلند شدم که از اونجا برم برگشته میگی عااااااااشقتما...

گفتم بی خود یادم نرفته چجور زدی زیر گوشم.

اینو که گفتم بغض کرد فرشته بغلش گرفت زد زیر گریه...

منم دیگه نه راه پس داشتم نه پیش...اشکاشم که واقعا امونمو می بره چه قهر باشیم چه صلح....لامصب بی صدا گریه میکنه یعنی سایلنته فقط اشک میاد همین!دل سنگ اب میشه من که خرشم جای خود داره!

گذاشتم رفتم تو اتاقم بدون اینکه توجهی نشون بدم بابت اون اشکا...


خلاصه این یه سکانس.

الان داشتم تو اتاقم فقه میخوندم همینجور رو زمین دراز کشیدم پتو هم زیر سرمه...

فرشته اومده کنارم دراز کشیده یه ذره گفتیم و گفتیم تا اینکه اقازاده از در حیاط اومده تو اتاقم بالاسرم نشست...خوب حضور ذهن ندارم که چی گفتم که برگشت گفت باهام دوستی دیگه؟!

گفتم نه!

لباشو آورد سمتم که منو ببوسه صورتمو برگردوندم همینجور داشت بهم نزدیک می شد که منم همینجور فاصله میگرفتم یه جائی دیدم خابیده نمیتونم صورتمو قایم کنم داد زدم ماماااان یه چی بهش بگو...

فرشته هم اومد سمتم دستو پامو گرفت به آقازاده گفت بدو بیا ببوسش مامان جون...

خلاصه به یه وعض خنده داری بوسیدم که اصلا الان دارم با خنده مینویسم...

گونه راستمو بوسید نزدیک گوشم...یه بوس سریع.بی شعور لباشو خیس کرده بود که حرصم بده...

یعنی بوس آشتی کنونش اینطور با مردم آزاری همراه بوده خدا بعد اشتی رو ختم بخیر کنه!