یه دوستی کامنت داده میگه تو همه پستات با این جمله شروع میشه:داشتم تو اتاقم درس میخوندم!

خخخخخخ خو خدائی بیشتر ساعتای روزمو دارم درس میخونم خو!


و اما...

داشتم تو اتاق درس میخوندم...  :)

دکتر اومده تو میگه بیا برو پیش فرشته کارت داره.

رفتم میبینم حمامه!

پشت در ایستادم میگم جانم؟!

صداشو مظلوم کرده میگه بیا پشتمو بزن...

همینجور دارم پاچه های شلوارمو بالا میزنم با لحن جدی میگم آخه من دیگه نمیتونم از این کارا کنم مگه دلاکم!؟بابا من دیگه ارشدم!

خیلی عاقل اندر سفیه میگه میدونم میدونم واسه همین دیگه بهت 2 تومن نمیدم کردمش 5 تومن!

خندم گرفته جدی تر میگم زودتر میگفتی خو!

پس بشینم بخونم برا دکترا ان شا الله!

میگه نه تو رو خدا همینقدر بســـه دیگه بیشتر نمیتونم!!!


حالا تو حمام همینجور دارم میزنم انگار خوب نزدم یا نمیدونم چ طور بود که میگه:حیف دست دکتر زخمه وگرنه به او می گفتم بیاد...(حالا همیشه من پشتشو میزنمااااا)

میگم چرا خو من مگ بد میزنم؟!

میگه نه آخه مدرکش کارشناسیه!