بعضیا اسما مسلمونن ولی پای پول که بیاد وسط نه خدائی می شناسن نه پیغمبری...

این مدل آدما اگه ته دلشون یه ذره احساس آدم بودن بکنن بایس برن به همه اطرافیانشون بگن که دینشون رو عوض کردن چه میدونم ملحدی،کافری،وهابی،بهائی،چیزی شدن که من بعد که واسه یه قرون دو زار واسه خدا  زیر و رو میکشن،حداقلش بقیه بگن خو مسلمون که نیس چه میفهمه حرام چیه حلال چیه حق الناس چیه!!!

امشب بعد یه سال خوشی چناااان غم بهم هجوم آورد که دو ساعتی داشتم به خودم میلرزیدم که مبادا گریه کنم و فرشته اشکامو ببینه!

ده بار بغض کردمو بغضمو خوردم...

چه میدونم والا من که تکلیفم با خودم روشنه معلومه چجور آدمی هستم با هرکسی هم که حرف زدم برگشت گفت این همه صداقت و سادگی مگه میشه مگه داریم؟! لابد کاسه ای زیر نیم کاسه ست...

واقعیت اینه که انقدر ما آدما کثیف شدیم که ذهنامون یاد گرفتن همه کلاهبردارن،درغگو ان،مال مردم خورن مگه خلافش ثابت بشه...

امام علی معتقد بود همه ی اونائی که مسلمونن آدمای خوبین،آدمای درستکارین مگه خلافش ثابت بشه...

من اینجوری ام،خوب و بدش رو نمیدونم ولی واقعیت اینه که من به قلبم یاد دادم همه رو باور کنم و محبت همه رو پذیرا باشم مگه خلافش اثبات بشه...

ولی نوبت خودم که میشه بقیه یه طور دیگه ای هستن...

فک میکنن این همه محبت و صداقت و دست و دلبازی و رنگ عدالت داشتن همش فیلمه و دروغه مگه اینکه خلافش ثابت بشه...

چه میدونم شاید منم باید وحشی باشم مثل بقیه...

اگه اینطوری باشم خدا کجا میره؟!

اولش که دیدم چه کلاه گشادی سرم رفته تا میتونستم نفرین کردم به بچه ش به زندگیش به دنیا و آخرتش ولی الان....

الان از خدا میخوام فقط کاری بکنه که خودش تو زندگیش بفهمه که به خاطر حقی که امروز از من خورده سرش اومده...

من اونقد دلم گنده ست که دو هفته یک و پونصد حقوق دادم به یه مشت بچه 12-13 ساله،در حالی که کف حسابم اونقد خالی بود که دستم به دلم میگفت گوه نخور!

ولی شد دیگه دادم...خوشی اون بچه ها برام با عشق تر بود....

الانم دردم درد یکی دو میلیونی نیس که ازم بالا کشید دردم دره اینه که:

گفت ازم دزدیدی!!!

گفت هکم کردی!!!

میگفت پول لازم دارم میگفتم باشه مال تو.

خدای بالای سرم شاهده که کم از این کارا نکردم...

ولی اینی که گفت پولو دزدیدی ازم به باب الحوائج واگذارش کردم ...

من پاک زندگی کردم هرچی هم درآوردم دادم به بقیه که بخندن هیشوقتم دنبال جمع کردن پول نبودم چرا به زور در می آوردم که ببخشم به بقیه!!!!

این بخشیدنه برام مهم بود...

عیب نداره اینم تموم میشه...

میگن میچرخه.

آره میچرخه...


+ کارای خدا بی حکمت نیس حداقلش انقدی قبولش دارم که میدونم بی گدار به آب نمیزنه خدا هر وقت خواست بهم حال بده همینجوری جلو اومد قربون ناز و اداهات خدا جون نوکرتم غمی نیس ولی همون قدر که عاشق حکمتتم عاشق عدلتم هستم نمیخوام بی جواب بمونه که فکر کنن این دنیا حساب کتاب نداره خدائی نیس که خدائی کنه...

میشه لطفا خدائی کنی؟!

+ منتظر یه خبر خوبم چون تجربه ثابت کرده بعد یه همچین غمی یه خبر خیلی خوبی در راهه :)