لامصب بعضی پسرا طوری

ابرو برداشتن

صورتی صفا دادن

که آدم دلش میخاد

تو لباس عروس ببینتشون


این یکی منو یاد یه خاطره ای انداخت که گفتنش خالی از لطف نیست پسر دائیم واسه عقد رفته بود آرایشگاه ابروهاشو برداشته بود دیگه یه نیم ساعتی مونده بود بریم خونه عروس داشتم وسایل رو مرتب میکردم که اومد تو اتاق،دیدم اوووووه چه کرده :)

دستاش سیاه بود صورتش سفید :)

گفتم به آرایشگره میگفتی یه ذره از اون پنکیکا که رو صورتت زد رو دستاتم میزد :))

یه نگا به دستاش کرد یه نگا به من،خیلی ملتمسانه گفت داری؟ خلاصه همینجوری که داشت به دستش پنکیک میزد خیلی شیک و مجلسی بهش گفتم آقائی که آرایش میکنی،زیرابرو بر میداری اینجوری حساب نیست باس دامنم بپوشی تا درست حسابی خشگل بشی!

نرگس و فرشته زدن زیر خنده

طفلی سی ثانیه ای سرخ کرد بعدش گفت حالا که نه ولی بعدا تلافی میکنم :)

هنوووووو رفته تلافی کنه.