اولویت اولم قبول شدم ارشد حقوق بین الملل سمنان!


هر هشت واحد با نمره قبولی!!!

این یعنی خرداد سال 96 مدرک ارشدم مهر میخوره انشالله...


وقتی خواستم نتایج رو بگیرم با دکتر بودم و دسترسی به سیستم نداشتم با گوشی وارد شدیم...

زمانی که کلمه قبولی رو دیدم انقدر جیغ زدیم دو تائی که دیگه صدامون در نمیومد،افتادیم رو مبل دیگه جون نداشتم جیغ بزنم با خنده بهش میگفتم دکتر تو حالت بهتره یه ذره دیگه بجای من جیغ بزن!

مردیم از خوشی...

بعدها گفت من که جیغ میزدم بخاطر گازهائی بود که از بازوم میگرفتی!


بیست باری زنگ زدم خبرشو به فرشته بدم جوابگو نبود...


به رضا که گفتم:

مبارکت باشه


به امید:

احتمالا سیستم ایراد داره برو دوباره چک کن!


فرشته چپ میره راست میاد محکم می بوستم و با خنده میگه یه دو سه روز تحمل کن تا به تنم بیفته قبول شدی!


دکتر:

الهی من فدای خوشی هات


آقازاده:

من ایمان داشتم قبول میشی...


مهتاب:(گرمسار بین الملل قبول شد)

من هرچی دارم از تو دارم انشالله جبران کنم مبارکت باشه


حسین:

یادت نره میومدی اینجا با گاو و گوسفندای ما عکس می گرفتی وسطی بازی میکردیم عکسات هست خواستی خودتو بگیری نشونت میدم...


لیلا:

میدونستم قبول میشی باریکلا


نرگس:

خاک تو سرت همه می دونستن قبول می شی الا خودت!


رضا و فرشته و اخوی اینا همه معتقدن فعلا بی خیال زبان بشم،فرشته معتقده یک سالی کاملا وکالت رو ببوسم بذارم کنار و بیفتم دنبال کارای دکتری...

خودمم تا حدود زیادی با همین گزینه موافقم...

گه گداری یه پرونده قبول میکنم فقط واسه کیفش،لذتی که در برد یک پرونده حقوقی هست در خوردن بستنی شیری هم نیست!