ابراهیم:

دفاعیه من آماده نشد برام بفرستین؟

من:

مگه قرار دادگاه اومد؟

ابراهیم:

نه هنوز خبری نشده!

من:

مگه قرار نشد زمانی که قرار اومد برات بفرستم؟

ابراهیم:

گفتم یه موقع منو فراموش نکنید...

من:

مگه خیریه ست که فراموشت کنم؟حواسم بهت بود،دیگه تا قرار نیومده زنگ نزن یادآوری کن...

ابراهیم:

میشه هر وقتی یادآوری کنم؟خیلی وقتتون رو نمیگیرم...

من:

مگه آزار داری؟

ابراهیم:

قهقهه


+ آخه من چی بهت بگم پسرم؟!

+ ابراهیم،از بوشهر،بسیار مهربان و خوشرو ،سرشار از لهجه زیبای جنوبی،بیست و چند ساله پرونده تصرف عدوانی